عاشقانه

۱۴۰۴ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

اطلاق

 


مسیری را پیمودیم و به خود رسیدیم
 
مسافتی  دگر نمانده به جا

و در شمُارتن هم حتی، تَنی دگر نمانده به جا

 و از شمار ثانیه هاهم ، زمانی دگر نمانده به جا

این، منِ در ما

زمانِ حال خویش را هم از دست داده است 

.این من ، در انتهای راه

*

 آه اندوه ها، که به جانم پراکندایدآه 


و آه

 ای رهرُوانِ آینده در 

 امروز های بی فردا


و آن

صد هزار بهانه ی دیگر


***
 

 میانِ من وُ تو, قدری دیروز، و یک امروز

مانده به جا


بی آنکه لَختی


دامون

٠١/١٤/٢٠١٦

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر